تبليغاتX
دست نوشته ها

شب حدود ساعت 9 بود. دو شب قبل حرکت کاروان راهیان نور . موبایلم زنگ خورد ،یکی از آژانسهای زیارتی بود از من دعوت کرد همراه کاروانشان به عتبات عالیات سرزمین حسین (ع) و پدر بزرگوارش امیر المومنین (ع) بروم اما من بنا بود همراه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی به مشهد فرزندان خمینی (ره) یعنی کربلای ایران بروم .مردد شدم از طرفی 3 سال بود توفیق رفتن به مناطق جنگی و تجدید میثاق با شهدا نصیبم نشده بود و از طرفی هم کسی نیست که عاشق کربلای حسینی نباشد.

اما چون مرخصی نداشتم و هر دو سفر هم خارج از تعطیلات نوروز بود مجبور بودم یکی را انتخاب کنم . بالاخره به خودم جرات دادم و گفتم شهدا دعوت کرده اند میروم. ولی ته دلم کمی ناراحت بودم که آیا انتخابم صحیح بود بود یا نه ، نکند ابی عبدالله (ع) از دستم ناراحت شوند.

به هر حال روز موعود فرارسید و کاروان راهیان نور از مشهد الرضا (ع) به راه افتاد.مناطق را یک  به یک پشت سر می گذاشتیم دوکوهه،فتح المبین، شوش ،سوسنگرد و ... اما من همینطور ناراحت بودم تا رسیدم به شلمچه جایی که مهد خاطرات زیادی از هفت سفری که مشرف شدم برای من است و با شهدای آنجا انس خاصی دارم، خدا خیرش بدهد حاج خلیل موحدیان از بچه های جبهه و جنگ فضای خوبی را درست کرد و بچه ها هم حال خوبی پیدا کردند، در همان حال و هوا از شهدای شلمچه خواستم تا به من بفهمانند که انتخابم اشتباه نبوده و مرا از این ناراحتی خلاص کنند.

جالب است بدانید هنوز یکی دو روز نگذشته بود از چذابه که بسمت فکه راه افتادیم برای چند دقیقه موبایل آنتن داشت در همان حین شخصی دوباره تماس گرفت و برای بهترین موقهیت زمانی و با بهترین شرایط مرا برای سفر عتبات دعوت کرد.( این هم از لطف امام حسین (ع) و شهدا).جای شما خالی رفتیم و برگشتیم و شما رو هم دعا کردیم. التماس دعا

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 21:10 |

سلام

قبل از هر چیز باید خدمتتون عرض کنم خیلی خوشحالم که دوباره به دنیای مجازی نت برگشتم و می خوام بعد از چند ماه دوری ، از پشت پنجره های مجازی به همه دوستان سلام و عرض ارادت کنم .

خوب برای این مدتی که نبودم دلیلها یا بهتر بگم توجیه های زیادی دارم که برای شروع از یکی از همونها شروع می کنم .

یکی از اتفاقات مهمی که در این مدت ربای من رخ داد سفر به سرزمین یکی از کهن تربن تمدنها بود . جایی که مثل کشور عزیزمان از سابقه فرهنگی و تاریخی دور و درازی برخوردار است .

همان سرزمینی که روزی یکی از سرحدات کشور بزرگ ایران بوده است .

همانجایی که معروف به سرزمین هفتاد و دو ملت است.

جایی که انواع و اقسام مذاهب و ادیان چه الهی و چه غیر الهی در آن به وفور یافت می شود .

کشوری که مردمانش سی ونه زبان بومی و محلی غیر از زبان رسمی و زبان دومشان یعنی انگلیسی دارند.

راستی گفتم انگلیس، سرزمین همان مردمانی که روزی زیر سلطه استعمار پیر انگلیس خورد شدند و هنوز آثار سوء اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی آن دامنگیر آنهاست .

همان مرزهایی که اگرتا سال 1830 ( یعنی قبل از ورود انگلیس به آن) وارد آن می شدی احساس غربت نمی کردی چون همه همزبان تو بودند و به راحتی فارسی صحبت می کردند.

همان کشوری که فقط تعداد شیعیانش برابر با تمام جمعیت ایران است.

همان قسمتی از نقشه های جغرافیایی که به مارها و مرتاض هایش معروف است.

و همان مردمی که بسیار قانع اند و با تکه ای نان روزشان را شب می کنند.

خوب با اینهمه سر نخ حتما تا الان باید فهمیده باشید از کجا حرف میزنم . بله درست حدس زدید هندوستان.

جای خوبی بود ، دیدنی زیاد داشت ، جای شما خالی . چند تا عکس براتون میذارم . ان شاءالله بقیه توصیفات و توضیحات باشه بعدا.

راستی بخاطر شروع شدن درسها و مشغله های دیگه ، احتمالا فقط آخر هفته ها بهتون سر بزنم .

موفق باشید.

 

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 و ساعت 23:47 |
سلام عرض شد
همين اولش بگم نه بحث سياسي مي خوام بکنم، و نه طرفداري و يا تخريب و انتقاد کورکورانه از يک شخص يا جناح، حساب دو دو تاست، توجه بفرمائيد:

1- از تيرماه سال گذشته طرح سهميه بندي بنزين و ارائه کارتهاي سوخت آغاز شد. قبل از سهميه بندي بنزين در ايران روزانه بطور متوسط 70 ميليون ليتر مصرف بنزين داشتيم. بعد از اجراي طرح سهميه بندي و ارائه بنزين با کارتهاي هوشمند(!) سوخت به گفته مسئولين، مصرف روزانه بنزين در کشور حدود بيست ميليون ليتر کاهش يافت و به حدود 50 ميليون ليتر در روز رسيد که البته اين مقدار مصرف در روزهاي مختلف سال و به فراخور مناسبتها و تعطيلات کمتر و يا بيشتر مي شد.
اما به مرور با گذشت زمان و کشف راههاي جديد براي بدست آوردن بنزين (!) به مرور مصرف روزانه بنزين در کشور افزايش يافت. اگر يادتون باشه در روزهاي اول سهميه بندي در بخشهاي متعدد خبري آمار صرفه جويي مصرف بنزين اعلام مي شد اما الان چي؟؟
جالبه خدمت دوستان عزيزم عرض کنم در هفته گذشته مصرف بنزين در کشور به 509ميليون و 300 هزار ليتر رسيد، يعني بطور متوسط چيزي حدود 70 ميليون ليتر در روز! (منبع) به عبارت ساده تر مصرف بنزين در کشور اين روزها تقريبا برگشته به روزهاي قبل از سهميه بندي!
به عبارت دقيق تر، اين همه هزينه و انرژي که صرف تهيه و توزيع کارتهاي سوخت شد و مردم با مشکلات بسياري براي تهيه کارتهاي سوخت خود مواجه شده بودند يعني تقريبا کشک! خب فکر مي کنيد فقط براي اجراي پروژه کارتهاي سوخت چقدر هزينه مستقيما صرف شده؟ طبق گفته مجري پروژه کارتهاي سوخت حدود 900 ميليارد ريال! ناصر سجادي مدير اجرايي پروژه كارت هوشمند سوخت خردادماه اعلام کرد: «روز اول پروژه با 43 ميليارد تومان كليد خورد. بعد به دليل تغيير و تحولات و اتفاقاتي كه رخ داد بالاخره اعتبار پروژه به 5/78 ميليارد تومان رسيد اين در حالي است كه تاكنون 90 ميليارد تومان براي اجرايي شدن اين پروژه هزينه شده است.»
هزينه ها و دردسرهاي ديگر و اينکه ملت چقدر علاف و سرگردان شدند، بماند!
کلام آخر در اين بخش اينکه در شکست طرح سهميه بندي بنزين همين بس که دولت مي خواد با اجراي طرح پرداخت نقدي يارانه ها، قيمت بنزين را آزاد کنه!
+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 10:28 |

 

روز مادر مبارک ، روز زن گرامی باد ، و...

اینها جملاتی است که این روزها زیاد شنیده می شود همه این روز را به مادران و همسران خود تبریک می گویند .

اما به نظر من باید به بعضی تسلیت گفت .

چرا ؟

چون نامگذاری این روز به برکت میلاد حضرت زهرا (س) است پس کسی که حضرت را بشناسد و به او اقتدا نکند (مصداق گناه با علم است و ) فقط بار مسولیت خود را بیشتر کرده است.

نیاز به توصیف نیست همه در کوچه و خیابان رفت و آمد می کنند ،می بینند و می دانند. بسیاری از پوششها بد حجابی نیست بی حجابی است !

به نظر من ما فاطمه زهرا (س) را در کشورمان بایکوت کرده ایم، چرا که خود ایشان فرموده اند:خیر للنساء ان لایرین الرجال و لایراهن الرجال

برای زنان بهتر است که مردان نا محرم را نبینند و نامحرمان هم آنان را نبینند.

اما می گویند نقض حقوق بشر است ، آزادی اجتماعی کجا رفته و ..

درست است در حد رفع نیاز یا حضور در مجامعی که مخصوص بانوان است اشکالی ندارد

ولی اینکه زنان دوشادوش مردان کار کنند (مثل انواع مهندسی های برق و راه و ساختمان و از تیر برق بالا رفتن و ...) – البته برای برخی افتخار است –

حداقل با فلسفه خلقت زن که وجودی لطیف است منافات دارد .

اگر تعارفات را کنار بگذاریم و کمی واقع بینانه تر نگاه کنیم آیا غیر از اینست که بسیاری از این حضور ها باعث ایجاد مفسده است و بسیاری به حکم تداخل بین زن ومرد حرام است . فکر می کنید این آمار بالای طلاق بخاطر چیست ؟

نمی دانم به کجا می رویم و چه خواهد شد ؟ خدا خودش حفظمان کند .

 

ضمنا تساوی دیه زن و مرد را به فعالان عرصه فمنیسم تبریک می گویم !!!

 

دوستان عزیز لطفا بدون تصب و ناراحتی نظرتونو بفرمایید، شاید ما هم قانع شدیم.

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 23:0 |
سلام

باور کنید اصلا وقت ندارم

درگیر امتحاناتم شدید

بعضی رفقا (مثل وبلاگ گوهر زمان) یکسره به من سرکوفت میزنن که چرا آپ نکردی

ولی خداییش وقتم کمه ان شاءالله آخر هفته خدمت می رسم

این چند خط رو هم نوشتم بفهمین زنده ام .

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 و ساعت 22:48 |

۱۱

 

۶۸

 

۵۴

 

۸۵

 

۷۳

 

۷۸

 

۳۲

 

کافیه به شعاع 5 کیلومتری حرم نزدیک بشی از این شماره ها زیاد می بینی

درست حدس زدی اینا پلاکهای ماشینهاییه که با اعلام ۲ روز تعطیلی در مشهد به وفور دیده میشه

دیگه حتی پیاده هم سخت می تونی به حرم برسی

باید واسه یه حرم رفتن ۳- ۴ساعت وقت بذاری

البته ناراحت هم نیستیم

 سند حرم رو واسه ما مشهدیها که نزدن، بقیه هم حق دارن

ولی یه چیز خیلی جالبه که همه مشهدیها به اون معتقدن

اگه توی یه روز مثل شب عید یا روز شهادت حضرت۳-۴میلیون زائر هم بیاد به برکت امام رضا (ع) هیچ چی کم نمیشه

 

امام رضا (ع) هوای مهموناشو داره.

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 13:12 |

یک جامعه شناس ایرانی مینویسید:

 

برای اینکه بتوانی دیگری را به صورت برده ی خود تسلیم کنی اول باید تحقیرش کنی …

 

همه چیزمان را چنان تحقیر کردند

ومارا به قدری آدم های دست دوم حساب کردند

که ما نشستیم خودمان،خودمان را مسخره کردیم

و در عوض،آنها خودشان را آن قدر برتر وبالاتر و عزیزتر نشان دادند…

تا اینکه ما ادای آنها را دربیاوریم،

شبیه آنها حرکت کنیم،

حرف بزنیم،

راه برویم .

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 10:38 |

جایی که من هستم یه چای ریز داره که حافظ قرآنه

 امروز که چای آورد بی مقدمه یکی از رفقا بهش گفت یه آیه در مورد ازدواج بخون ، اونم بلافاصله گفت :

 

ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها...

 

 

 

توی راه که میومدم خونه داشتم فکر میکردم چه مطلبی برای وبلاگ بنویسم ، دیدم همین آیه مطلب خوبیه.

خدا میگه از نشانه من اینه که از خودتون زوجهایی آفریدم تا شما به آرامش برسید.

حالا سوال من اینه که آیا واقعا آرامش در ازدواجه یا تجرد ؟

 

 

یه عده میگن خوش به حالت ، دوران مجردی رو خوب بچسب که بعد گیرت نمیاد.

تا حرف ازدواج میشه میگن مگه دیونه شدی ، زندگی خرج داره ، مشکلات داره ، الآن نه  اجاره خونه داری ، نه خرج لباس خریدنهای خانم ، نه خرج کادوهای مهمونیها و...

 

...(بقیش باشه بعدا) شما چی میگین؟

 

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 11:59 |

سلام

 

ببخشید علت اینکه update وبلاگ یه مقدار طولانی شد همین رویداد بزرگ فرهنگی کشور بود که ما هم از اون بی بهره نبودیم.

البته به هوای نمایشگاه یه سری هم به شمال زدیم و از هوای بهاری اون استفاده کردیم.جای دوستان رو هم خالی کردیم، گرچه شیشه ماشینم شکست و خرج رو دستم گذاشت اما به هر حال خوش گذشت.

نمی خوام اسم نقد روش بذارم اما «چرا» هایی که در نمایشگاه به چشم می خورد رو لازم دیدم تذکر بدم:

 

اول : چرا قیمتها اینقدر بالا بود ،مخصوصا کتابهای خارجی؟

دوم : چرا اداره پست مثل هر سال همکاری نکرد و برای پست هر کارتن کتاب (تا مشهد) 4000 تومان هزینه گرفت؟( هر سال پست 50 درصد تخفیف می داد)

سوم : چرا بر عناوین کتب موجود در نمایشگاه نظارت وجود ندارد؟

چهارم : چرا نمایشگاه به مکانی برای تبلیغ وهابیت و مسیحیت تدیل شده است؟

خوب است بدانید کتب برخی نویسندگان وهابی (مثل عبدالله قمیصی)که کتابهایشان حتی در کشورهای سنی نشین مثل مصر جواز نشر و توزیع ندارد در نمایشگاه تهران به وفور یافت می شد.

پنجم : چرا غرفه مسیحا برزگر نویسنده مسیحی ایرانی از شلوغ ترین غرفه ها در سه سال گذشته بود و دختران و پسران زیادی (با پوششهای خاص) برای فروشدگی در این غرفه نوبت می گرفتند ؟

و دهها چرای دیگر... 

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:34 |

سلام به همه دوستان

خوب این هم از اثرات وبلاگ نویسی

حالا یه روز کسی خونه نبود باید خودمون غذا رو گرم می کردیم

زیر گازو روشن کردم ، گفتم تا غذا گرم بشه برم یه سر به وب دوستان بزنم

مشغول دوران زدن بودیم که بوی غذا بلند شد

بله می خواستین غذا بعد 1 ساعت رو گاز بودن نسوزه

 

پیام اخلاقی (به قول مهران مدیری ):

ما که غذامون سوخت شما مواظب باشید وقتتون نسوزه

 

حضرت علی (ع) می فرمایند:ما فات مضی و ما سیأتیک فأین قم فاقتنم الفرصة بین العدمین

یعنی گذشته ها که گذشته ، آینده هم که هنوز نیامده ، پس همین فرصتی را که بین دو معدوم داری خوب استفاده کن.

به نظر من باید به آینده به چشم یه قاتل نگاه کرد چرا که اون زمان حال ما رو می کشه تا خودش زنده بشه پس آینده و خیلی دوست نداشته باشیم.

 

نظر شما چیه؟

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:0 |
+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:1 |

 

معصومه ای که معصومه معصومی

زیبا گهر برج عصمت و معصومی

هم دختر و هم خواهر امام معصوم

هم کف همسریت نبود جز معصوم

 

تاریخ دوباره تکرار شد و بعد آن خواهر و برادری که وصف عاشقی آندو را بسیار شنیده ایم ، خواهری دیگر به عشق دیدار برادری رئوف ومهربان رنج سفر را به دوش کشید و از مدینه راهی طوس شد و همانند زینب کبری در راه با خطبه خوانی و افشاگریهای خود چهره فاسد و ظالم غاصبین خلافت را نمایان کرد ، با این تفاوت که زینب (س) پس از یک اربعین هجران و دوری از برادر از شام به کربلا رسید ، اما دست اجل به این خواهر معصوم مهلت نداد ، و یا به قولی او را مصموم کردند و به شهادت رساندند.لذا این لقب را برادر رئوفش علی بن موسی الرضا (ع) به او داد و فرمود : من زار المعصومه(س) بقم کمن زارنی                          

هر کس خواهرم معصومه را در قم زیارت کند مثل اینست که مرا زیارت کرده است.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 19:26 |

 

خواهش دارم تنها خودتان بیایید و به دیگران ندهید، شلوغ می شود!

 

 

 

من

   نه از این‌جا، نه از آن‌جا!

              خانه‌ام بی‌نشان است.

       جای خاصی نیست،

                         زیر این آسمان است.

خوب گوش کن!

   از آن سرو بلند که گذشتی

             لاله را بپیچ

                   سنگ را برو

                      و سوار رود شو!

نرسیده به کوه

       باد زنگ می‌زند!

اگر نبودم

  پیش هم‌سایه‌ام برو!

هم‌سایه‌ی پیر و مهربانی دارم.

صبح‌ها جگرگوشه‌هاش

    با قارقار مستاجر طبقه‌بالا

                            برمی‌خیزند.

آن‌ها هم نازنینند!

می‌شود باهاشان بازی کرد.

میوه را

   سایه را

    و عشق را

      از پدربزرگ آموخته‌اند.

راستی!

از آزادراه و بزرگ‌راه به خانه‌ی من راهی نیست.

        اگر سوی من آمدی،

           از کوچه‌های بن‌بست بیا!

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 13:7 |

 

وقتی جلوی باب القبله می ایستی و اذن دخول می خوانی و بعد از باب السوق داخل می شوی همینکه چشمت به ایوان طلا و عظمت صحن و سرای حضرت می افتد نا خودآگاه شعف عجیبی در دلت موج می زند.

دلت می خواهد بی اختیار فریاد بزنی و این احساس درونی را با یک فریاد یا علی تخلیه کنی .

اما از سوی دیگر جا دارد آنقدر اشک بریزی تا اشکت خشک شود چرا که می توانی شکایت غربت شیعه را به مولای شیعیان برسانی .

اگر توفیق تشرف به قبرستان مظلوم بقیع را پیدا کرده باشی حرفم را بهتر درک می کنی چون حتما دیده ای آنجا نمی گذارند براحتی روضه خوانی کنی وبا ممانعت فرقه ضاله وهابیت مواجه می شوی.

در حرم حضرت امیر (ع) ذاکری را دیدم که هق هق گریه اش ورودی باب السوق را پر کرده بود و دست در گردن ذاکر دیگر ندای مظلومیت شیعه را به صاحب آنمی رساندند و زائرین هم با اشکهایشان او را همراهی می کردند.

به امید ظهور منتقم شیعه

 

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 12:33 |
چاپ پست الكترونيكي
۰۹ فروردين ۱۳۸۷

یك پیشوای وهابی در افغانستان برپایی آداب و رسوم ویژه نوروز را حرام و مغایر احكام اسلام اعلام کرد.

به گزارش  "الف"، روزنامه "اراده" چاپ كابل امروز با درج مقاله‏ای تحت عنوان جشنواره نوروز از دیدگاه تاریخ و شریعت اسلام به نقل از مولوي "قاري پوهنمل عبد الاحد حكیمی" رئیس انجمن دانش اسلامی كابل مدعی شد پهن كردن سفره هفت سین، خوردن هفت میوه از آداب و رسوم ویژه مردم افغانستان در نوروز، تبریك گفتن سال نو رفتن به زیارتگاه ها، دادن هدیه نوروزی به زوج های جوان و حاضر بودن اعضای خانواده ها در منزل در شب نوروز حرام و كفر است.

این روزنامه عید نوروز را ویژه ایرانی‏ها دانست و ادعا كرد نوروز از اعیاد ملی و قومی ایرانی ها است كه براساس داستان های شاهنامه "جمشید" پسر "طهمورث" جشن باستانی نوروز را بنا نهاد.

به نوشته این روزنامه در سال 471 هجری شمسی "عمرخیام" و شماری از منجمان دیگر به دستور جلال الدین ملك شاه سلجوقی تقویم جلالی را تدوین كردند و اول فروردین را نوروز نام نهادند.

این روزنامه ادعا كرد اكثر دانشمندان اسلامی نوروز را روز زرتشتی ها و مجوسی ها خوانده اند.

این روزنامه با بیان اینكه اسلام مسلمانان را از مشاركت و همانندی با اعیاد كافران و مشركان منع كرده است نوشت مسلمانان در هرسال دو عید اسلامی دارند و روز جمعه نیز برای انان عید است.

این ادعاها در حالی مطرح می شود كه سنت های پسندیده نوروز نظیر پاكیزگی دید و بازدید بزرگان صله ارحام و عیادت بیماران از جمله اعمالی است كه در اسلام سفارش بسیار شده است.

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 19:31 |

این شتریه که در خونه همه ...

البته اول بگم اشتباه نشه برای خودم نمی گم ، واسه یکی از دوستامه که الان به قول خودش ۷ساله که دنبال میگرده اما هنوز پیدا نکرده .

اون میگه به مادر و خواهر نمیشه اعتماد کرد ، من باید خودم پیدا کنم . ولی یه مشکل دیگه هم داره که میگه اگه دختری حاضر شد با من دوست بشه تا من ازاین راه بتونم اونو بشناسم ، خوب فردا با یکی دیگه دوست میشه ، پس بدرد زندگی نمی خوره (البته راستم میگه)

من که نتونستم راهنماییش کنم حالا تا این ۷سال تبدیل به ۷۰ سال نشده لطفا شما دوستان یه پیشنهادی بدین.

ممنون

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 21:30 |
در واکنش به اهانت مایکل سافدج گوینده تلویزیونی مشهور امریکا به قرآن و اسلام بسیاری از شرکت‌های اقتصادی بزرگ امریکا از انتشار پوسترهای تبلیغی برنامه‌های وی خودداری کردند.
به گزارش «جهان» و به نقل از روزنامه الاهرام مصر، در پی اعتراض بسیاری از گروه‌های اجتماعی و سیاسی امریکا نسبت به پخش برنامه امت وحشی و اهانت مایکل سافدج گوینده تلویزیونی مشهور امریکایی به اسلام و قرآن، دو شرکت اقتصادی بزرگ امریکا با ابراز خشم و نارضایتی از اين اقدام سافدج تبلیغات برنامه وی را متوقف کردند.

فروشگاه‌های زنجیره‌ای اوت زون و شرکت ترست ای دی یکی از شرکت‌های مربوط به صدور شناسنامه و کارت‌های شناسائی روز گذشته به جمع محکوم کنندگان سافدج پیوست و اعلام کردند: از این به بعد هرگونه بروشور تبلیغی شبکه تلویزیونی موهن به قرآن را به دور انداخته و در حمایت از مسلمانان تبلیغات آن را متوقف خواهیم کرد.

شرکت های جی سی بینی، اوفیس ماکس، سیتریکس و12 موسسه اسلامی فعال امریکا این برنامه اهانت آمیز به قرآن و مسلمانان را که از 350 ایستگاه تلویزیونی پخش می‌شد را محکوم کردند.

میکل سافدج گوینده مشهور آمریکایی تلویزیون، دربرنامه‌ای با عنوان «امت وحشی» که به صورت مستقیم پخش می شود دراقدامی بی سابقه جملات اهانت آمیز خود به مسلمانان را اینگونه عنوان کرد: من هرگز از همسر خود نمی‌خواهم که حجاب بر سر كند و نقاب هم هركز به صورت خترم نمي اندازم، چنان که رو به مکه هم نماز نخواهم خواند، ای مسلمانان شما اگر کار مرا نپسندید می‌توانید بمیرید. من از این به بعد نمی‌خواهم در مورد اسلام حتی کلمه‌ای بشنوم چراکه از شما خسته شده‌ام».

اهانت و گستاخی اين گوینده تا آنجا رسید که وی ضمن ابراز خشم و نارضایتی از دولت آمریکا به دلیل دادن اجازه ورود به مسلمانان، در ادامه گفت: چگونه به مسلمانان اجازه ورود به آمریکا می‌دهید در حالی که سند و كتاب عقب ماندگی خود را به همراه دارند.

وی همچنین ضمن اهانت به قرآن کریم ادعا کرد: قرآن کریم به هیچ عنوان کتاب آزادگی نبوده، بلکه کتاب بندگی استة که چیزی جز دشمنی و کینه‌توزی را آموزش نمی‌دهد، پس آموزش آن امری بی فایده بوده و آنچه امروز امریکا بدان نیازمند است، بازگرداندن مسلمانان به کشورهایشان و بیرون کردن آنها از امريكاست.

اين مجري تلويزيون آمريكا ادعا کرد: قانون آمریکا بزرگترین سند برای آزادی است و هر امت عاقلی از این قانون پیروی می کند.


+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 8:40 |
به نوشته سایت خبری «قدس» هنوز وزارت ارشاد در آتش جهلی که «جمعی از نیروی های اخراجی» روشن کردند، می سوزند.

بنابراین گزارش، این افراد - که با تیزبینی وزیر ارشاد اخراج شده اند - طی چند ماه اخیر، کتاب های متعددی که باعث توهین به اسلام، تشیع و ... بوده را منتشر کردند.

کتاب "مکتب در فرایند تکامل" که نظری بر تطور مبانی تشیع در سه قرن نخستین است توسط سید حسین مدرسی طباطبایی نگاشته شده است.

سید حسین مدرسی طباطبایی که سال ها پیش در کتابی نظریه ولایت فقیه را دروغ خوانده بود و پس از آن در کشورهای اروپایی پناه گرفت، در تازه ترین کتابش با اشاره به احادیث مختلف، مدعی می شود که امامان مکتب تشیع معصوم نیستند و عصمت از قرن 5 و 6، بر اساس خرافات شکل گرفته است.

به گزارش خبرنگار قدس، وی همچنین در این کتاب، امام زمان (عج) را ساخته تاریخ دانسته و منکر «اسمانی بودن» امام زمان (عج) شده است.

به نظر او اکثریت مطلق دانشمندان شیعه تا پایان قرن سوم هجری از استدلال عقلی و اجتهاد در فقه به شدت خودداری می کردند و کار و تلاش علمی خود را به ضبط گفته های معصومین متمرکز کرده بودند.

گفتنی ست، این کتاب حدود دو ماه پیش در ایران چاپ شده و جالب آنکه این کتاب در آستانه چاپ دوم است.
+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 8:32 |
چندي است راديو به اصطلاح فرهنگ كه از شبكه سراسري پخش مي شود برنامه اي تحت عنوان لطايف الطوايف ظهر ها پخش مي كند . در اين برنامه راديويي مينور يا داستانكهايي از ملانصرالدين تعريف مي كند كه در تمام آنه ملا فردي احمق است . بحث در اين است كه راديويي كه به اصطلاح به نام فرهنگ است بايد با رويكرد فرهنگي به مسائل نگاه كند نه اينكه هرچه نزد مردم رايج است ، زيرا اگر توجهي به لفظ ملا نصر الدين داشته باشيم به سادگي معناي واقعي آن فهميده مي شود يعني عالمي كه ياري مي كند دين را ...!

آيا عالمي كه دين را ياري مي كند غير از بزرگان و مراجع تقليد ما هستند تازه اگر نگوييم مقصود از آن ائمه ما است . به نظر بنده بعضي ضرب المثلها واقعا استعماري است و به منظور تخريب دين و فرهنگ ما از غرب وارد شده است لذا در حرفهايمان بيشتر دقت كنيم.

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در یکشنبه بیستم آبان 1386 و ساعت 12:35 |
تنها فرق بزرگترين دانشمندان جهان با افراد عادي اينست كه :

دانشمندان آينده را مي خواهند تا از آن بهتر استفاده كنند اما

افراد عادي آينده را مي خواهند تا آنرا مثل گذشته تلف كنند.

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 و ساعت 14:56 |