تبليغاتX
دست نوشته ها

 

روز مادر مبارک ، روز زن گرامی باد ، و...

اینها جملاتی است که این روزها زیاد شنیده می شود همه این روز را به مادران و همسران خود تبریک می گویند .

اما به نظر من باید به بعضی تسلیت گفت .

چرا ؟

چون نامگذاری این روز به برکت میلاد حضرت زهرا (س) است پس کسی که حضرت را بشناسد و به او اقتدا نکند (مصداق گناه با علم است و ) فقط بار مسولیت خود را بیشتر کرده است.

نیاز به توصیف نیست همه در کوچه و خیابان رفت و آمد می کنند ،می بینند و می دانند. بسیاری از پوششها بد حجابی نیست بی حجابی است !

به نظر من ما فاطمه زهرا (س) را در کشورمان بایکوت کرده ایم، چرا که خود ایشان فرموده اند:خیر للنساء ان لایرین الرجال و لایراهن الرجال

برای زنان بهتر است که مردان نا محرم را نبینند و نامحرمان هم آنان را نبینند.

اما می گویند نقض حقوق بشر است ، آزادی اجتماعی کجا رفته و ..

درست است در حد رفع نیاز یا حضور در مجامعی که مخصوص بانوان است اشکالی ندارد

ولی اینکه زنان دوشادوش مردان کار کنند (مثل انواع مهندسی های برق و راه و ساختمان و از تیر برق بالا رفتن و ...) – البته برای برخی افتخار است –

حداقل با فلسفه خلقت زن که وجودی لطیف است منافات دارد .

اگر تعارفات را کنار بگذاریم و کمی واقع بینانه تر نگاه کنیم آیا غیر از اینست که بسیاری از این حضور ها باعث ایجاد مفسده است و بسیاری به حکم تداخل بین زن ومرد حرام است . فکر می کنید این آمار بالای طلاق بخاطر چیست ؟

نمی دانم به کجا می رویم و چه خواهد شد ؟ خدا خودش حفظمان کند .

 

ضمنا تساوی دیه زن و مرد را به فعالان عرصه فمنیسم تبریک می گویم !!!

 

دوستان عزیز لطفا بدون تصب و ناراحتی نظرتونو بفرمایید، شاید ما هم قانع شدیم.

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 23:0 |
سلام

باور کنید اصلا وقت ندارم

درگیر امتحاناتم شدید

بعضی رفقا (مثل وبلاگ گوهر زمان) یکسره به من سرکوفت میزنن که چرا آپ نکردی

ولی خداییش وقتم کمه ان شاءالله آخر هفته خدمت می رسم

این چند خط رو هم نوشتم بفهمین زنده ام .

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 و ساعت 22:48 |

۱۱

 

۶۸

 

۵۴

 

۸۵

 

۷۳

 

۷۸

 

۳۲

 

کافیه به شعاع 5 کیلومتری حرم نزدیک بشی از این شماره ها زیاد می بینی

درست حدس زدی اینا پلاکهای ماشینهاییه که با اعلام ۲ روز تعطیلی در مشهد به وفور دیده میشه

دیگه حتی پیاده هم سخت می تونی به حرم برسی

باید واسه یه حرم رفتن ۳- ۴ساعت وقت بذاری

البته ناراحت هم نیستیم

 سند حرم رو واسه ما مشهدیها که نزدن، بقیه هم حق دارن

ولی یه چیز خیلی جالبه که همه مشهدیها به اون معتقدن

اگه توی یه روز مثل شب عید یا روز شهادت حضرت۳-۴میلیون زائر هم بیاد به برکت امام رضا (ع) هیچ چی کم نمیشه

 

امام رضا (ع) هوای مهموناشو داره.

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 13:12 |

یک جامعه شناس ایرانی مینویسید:

 

برای اینکه بتوانی دیگری را به صورت برده ی خود تسلیم کنی اول باید تحقیرش کنی …

 

همه چیزمان را چنان تحقیر کردند

ومارا به قدری آدم های دست دوم حساب کردند

که ما نشستیم خودمان،خودمان را مسخره کردیم

و در عوض،آنها خودشان را آن قدر برتر وبالاتر و عزیزتر نشان دادند…

تا اینکه ما ادای آنها را دربیاوریم،

شبیه آنها حرکت کنیم،

حرف بزنیم،

راه برویم .

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 10:38 |

جایی که من هستم یه چای ریز داره که حافظ قرآنه

 امروز که چای آورد بی مقدمه یکی از رفقا بهش گفت یه آیه در مورد ازدواج بخون ، اونم بلافاصله گفت :

 

ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها...

 

 

 

توی راه که میومدم خونه داشتم فکر میکردم چه مطلبی برای وبلاگ بنویسم ، دیدم همین آیه مطلب خوبیه.

خدا میگه از نشانه من اینه که از خودتون زوجهایی آفریدم تا شما به آرامش برسید.

حالا سوال من اینه که آیا واقعا آرامش در ازدواجه یا تجرد ؟

 

 

یه عده میگن خوش به حالت ، دوران مجردی رو خوب بچسب که بعد گیرت نمیاد.

تا حرف ازدواج میشه میگن مگه دیونه شدی ، زندگی خرج داره ، مشکلات داره ، الآن نه  اجاره خونه داری ، نه خرج لباس خریدنهای خانم ، نه خرج کادوهای مهمونیها و...

 

...(بقیش باشه بعدا) شما چی میگین؟

 

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 11:59 |

سلام

 

ببخشید علت اینکه update وبلاگ یه مقدار طولانی شد همین رویداد بزرگ فرهنگی کشور بود که ما هم از اون بی بهره نبودیم.

البته به هوای نمایشگاه یه سری هم به شمال زدیم و از هوای بهاری اون استفاده کردیم.جای دوستان رو هم خالی کردیم، گرچه شیشه ماشینم شکست و خرج رو دستم گذاشت اما به هر حال خوش گذشت.

نمی خوام اسم نقد روش بذارم اما «چرا» هایی که در نمایشگاه به چشم می خورد رو لازم دیدم تذکر بدم:

 

اول : چرا قیمتها اینقدر بالا بود ،مخصوصا کتابهای خارجی؟

دوم : چرا اداره پست مثل هر سال همکاری نکرد و برای پست هر کارتن کتاب (تا مشهد) 4000 تومان هزینه گرفت؟( هر سال پست 50 درصد تخفیف می داد)

سوم : چرا بر عناوین کتب موجود در نمایشگاه نظارت وجود ندارد؟

چهارم : چرا نمایشگاه به مکانی برای تبلیغ وهابیت و مسیحیت تدیل شده است؟

خوب است بدانید کتب برخی نویسندگان وهابی (مثل عبدالله قمیصی)که کتابهایشان حتی در کشورهای سنی نشین مثل مصر جواز نشر و توزیع ندارد در نمایشگاه تهران به وفور یافت می شد.

پنجم : چرا غرفه مسیحا برزگر نویسنده مسیحی ایرانی از شلوغ ترین غرفه ها در سه سال گذشته بود و دختران و پسران زیادی (با پوششهای خاص) برای فروشدگی در این غرفه نوبت می گرفتند ؟

و دهها چرای دیگر... 

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:34 |

سلام به همه دوستان

خوب این هم از اثرات وبلاگ نویسی

حالا یه روز کسی خونه نبود باید خودمون غذا رو گرم می کردیم

زیر گازو روشن کردم ، گفتم تا غذا گرم بشه برم یه سر به وب دوستان بزنم

مشغول دوران زدن بودیم که بوی غذا بلند شد

بله می خواستین غذا بعد 1 ساعت رو گاز بودن نسوزه

 

پیام اخلاقی (به قول مهران مدیری ):

ما که غذامون سوخت شما مواظب باشید وقتتون نسوزه

 

حضرت علی (ع) می فرمایند:ما فات مضی و ما سیأتیک فأین قم فاقتنم الفرصة بین العدمین

یعنی گذشته ها که گذشته ، آینده هم که هنوز نیامده ، پس همین فرصتی را که بین دو معدوم داری خوب استفاده کن.

به نظر من باید به آینده به چشم یه قاتل نگاه کرد چرا که اون زمان حال ما رو می کشه تا خودش زنده بشه پس آینده و خیلی دوست نداشته باشیم.

 

نظر شما چیه؟

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:0 |
+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:1 |

 

معصومه ای که معصومه معصومی

زیبا گهر برج عصمت و معصومی

هم دختر و هم خواهر امام معصوم

هم کف همسریت نبود جز معصوم

 

تاریخ دوباره تکرار شد و بعد آن خواهر و برادری که وصف عاشقی آندو را بسیار شنیده ایم ، خواهری دیگر به عشق دیدار برادری رئوف ومهربان رنج سفر را به دوش کشید و از مدینه راهی طوس شد و همانند زینب کبری در راه با خطبه خوانی و افشاگریهای خود چهره فاسد و ظالم غاصبین خلافت را نمایان کرد ، با این تفاوت که زینب (س) پس از یک اربعین هجران و دوری از برادر از شام به کربلا رسید ، اما دست اجل به این خواهر معصوم مهلت نداد ، و یا به قولی او را مصموم کردند و به شهادت رساندند.لذا این لقب را برادر رئوفش علی بن موسی الرضا (ع) به او داد و فرمود : من زار المعصومه(س) بقم کمن زارنی                          

هر کس خواهرم معصومه را در قم زیارت کند مثل اینست که مرا زیارت کرده است.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 19:26 |

 

خواهش دارم تنها خودتان بیایید و به دیگران ندهید، شلوغ می شود!

 

 

 

من

   نه از این‌جا، نه از آن‌جا!

              خانه‌ام بی‌نشان است.

       جای خاصی نیست،

                         زیر این آسمان است.

خوب گوش کن!

   از آن سرو بلند که گذشتی

             لاله را بپیچ

                   سنگ را برو

                      و سوار رود شو!

نرسیده به کوه

       باد زنگ می‌زند!

اگر نبودم

  پیش هم‌سایه‌ام برو!

هم‌سایه‌ی پیر و مهربانی دارم.

صبح‌ها جگرگوشه‌هاش

    با قارقار مستاجر طبقه‌بالا

                            برمی‌خیزند.

آن‌ها هم نازنینند!

می‌شود باهاشان بازی کرد.

میوه را

   سایه را

    و عشق را

      از پدربزرگ آموخته‌اند.

راستی!

از آزادراه و بزرگ‌راه به خانه‌ی من راهی نیست.

        اگر سوی من آمدی،

           از کوچه‌های بن‌بست بیا!

+ نوشته شده توسط مهدي رجائي خراساني در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 13:7 |